نی لبک


آدم های سنگی

گاهی در زندگی شخصی و اجتماعی با آدم هایی در ارتباط هستیم که هیچگاه پاسخ خوبی ها و مهربانی هایمان را نمی دهند و چه بسا سهمگین ترین ضربه ها را  از این آدم ها دریافت می کنیم. من به این افراد عنوان آدم سنگی داده ام...اگر شما و آن آدم را در یک دیگ آب جوش بیندازند ؛ شما شفته می شوید ولی آن آدم با شما نمی پزد. اصطلاحاً دلش با شما یکی نمی شود...:)

و چقدر سخت است تحمل این موجودات!



سپاس از همه دوستان

از آغاز کار وب من دو هفته می گذرد. طی این مدت با دوستان بسیار مهربان و فرهیخته ای آشنا شده و ارتباط بسیار گرم و صمیمانه ای با همگی داشته ام، که از این بابت از همه تشکر می کنم.اصلاً فکر نمی کردم به این زودی بتوانم در جمع دوستان وبلاگی راه پیدا کنم و اینگونه مورد لطف دوستان قرار بگیرم.از همگی بسیار سپاسگزارم.
سرآغاز وب نی لبک با پستی تحت عنوان دوست دارم آدم هایی را که... آغاز شد. الحق که همه دوستان همانگونه بودند که من دوست داشتم.امیدوارم در این مدت کم بنده هم حق دوستی را به جا آورده باشم.
سپاس فراوان از همه دوستانی که در این مدت با کامنت های زیبایشان نی لبک را همراهی کردند.
:)



چوپان


تصویر چوپان حذف شد

این هم سگ گله:



این جناب هم در نزدیکی محل زندگی چوپان در حال چراست



زمستان با دوستان برای گردش و تفریح رفته بودیم کوه ...
موقع برگشت، در دامنه کوه با گله ای از گوسفندان که مشغول چرا بودند و عشایر آن منطقه زیبا مواجه شدیم...
همه کلی ذوق کردیم...کلی هم عکس یادگاری با گوسفندان گرام گرفتیم...
چوپان عزیز هم در حال و هوای خود سیر می کرد...
بنده هم بدون اینکه ایشان متوجه شود این لحظه را با دوربینم شکار کردم...
الحق که خوشتیپ ترین چوپان است...
ژست را داشته باشید!
اصلاً این عکس با آدم حرف می زند...:)
اینطور نیست؟...
پی نوشت: ایشان نه بازیگرند و نه مدل مجلات ،فقط یک چوپان است.(ژست هم فوق عالی)

هیسسس!

گاهی وقت ها باید روزه سکوت گرفت

اگر همه عالم جمع شوند که تو را به حرف آورند

باز هم باید سکوت کرد

سکوت، سکوت،سکوت

فقط سکوت...

اگر وسوسه شدی سخنی را پاسخ گویی...

به خود نهیب بزنی...

هیسسسسسسسسسسسس!

ساکت !

تنها اینگونه است که آرام می گیری...



واژه ها را نرقصان

آقا! حرف حرف حرف...
بس نیست؟؟؟
جناب! واژه ها را نرقصان...
آمار و ارقام موفقیت میدهی؟!...
این روزها قوه شنوایی این مردم تمایلی به شنیدن ندارد...یعنی؛ دیگر حماقت نمی کند...
ما همه کر هستیم...فقط می بینیم و لمس می کنیم...
حال، آنچه می بینیم  و لمس می کنیم چیزی نیست جز تورم، بیکاری جوانان تحصیلکرده، افسردگی و سرخوردگی امیدهای این سرزمین و صد البته جسارت و یاوه گویی های بیشتر دشمن نسبت به این آب و خاک...
من دیگر سوت و کف هورا برای هیچ سخنرانی نمی کشم...

شما چطور؟؟؟



دانشجوی تاپ دانشگاه شدم ؛که تخم مرغ نباشم...؛))

لطفاً دوستانی که امسال توفیق  ورود به دانشگاه نصیبشان شده  این پست را دقیق مطالعه کنند...

 ترم اول دانشگاه؛ استادی داشتیم که به دانشجوها می گفت در کسب علم، گوی سبقت را از هم بربایید...

تخم مرغ نباشید...

معمولا تخم مرغ های یک شانه همه یک اندازه و یکرنگند.هیچ کدام متفاوت از دیگری نیست و بر دیگری برتری ندارد...

استاد فرمودند در هر عرصه ای وارد می شوید تمام سعی و تلاشتان رادر پیشی گرفتن از هم جرگه ای های خود به کار گیرید...

به این باور برسید که در میان هر جمعی باید تاپ ترین باشید. به همسطح بودن با دیگر افراد گروه قانع نباشید. اگر همه افراد به این باور برسند؛ در آن صورت همه افراد جامعه در عرضه ظرفیت های خدادادی خود بهترین عملکرد را خواهند داشت...

شاید باورتان نشود...

نصیحت های استاد در جلسات ابتدایی ورود به عرصه درس و دانشگاه؛ سبب شد من در هفت ترم تحصیلی دانشجوی ممتاز رشته تحصیلی خود شوم...

این مقدمه بدین جهت بود که همه دوستانی که امسال دانشجو می شوند، از همین ابتدای کار همه عزمشان را جزم کنند برای بهترین بودن در رشته تحصیلی خود...

نمی دانید چه لذتی دارد تاپ بودن آن هم در دانشگاه...

یکی از لذت های شیرین دانشگاه همین موردی است که عرض کردم...

ان شاءالله همه دوستان وبلاگی که مهرماه دانشجو می شوند...ترم تحصیلی اول، دانشجوی تاپ رشته خود خواهند شد...؛)

و در یک پست، ممتاز شدنشان را با هم جشن خواهیم گرفت...؛)



طعم گس زندگی من

تا به حال شده خودتان را در اوج ببینید و زمانی که اصلاً در مخیله تان نمی گنجد با سر به فرش( زمین گرم ) سقوط کنید؟
 بعد از فرود اجباری با خود بیندیشید؛چه شد که اینگونه شد؟!!!
از این پس چه می شود؟؟؟
دیگر فرازی خواهد بود آیا ؟؟؟
یا محکوم به حبس ابد در حضیض اید تا لحظه مرگ...
اصلاً به فرازها و فرودهایتان اندیشیده اید؟؟؟

این روز ها فکر می کنم خداوند مرا به زمین گرم زده است...
حتماً شنیده اید که بعضی ها در اوج عصبانیت و ناراحتی از کسی او را نفرین می کنند ...
نفرینی با این مضمون؛ خداوند به زمین گرم بزندش...
به نظرم گرمی زمین مدنظر، قعر ذلت است...
خداوند عاقبت همه را به خیر کند...

مرا هم از این افکار گزنده نجات دهد...
دارم تبدیل میشوم به آدمی خنثی...
آدمی که تمایلی به شیرینی و تلخی ندارد... طعم زندگی برایش گس است...و به این طعم خو گرفته...
و اینکه فرود اجباری من فرازی دارد یا نه...نمی دانم...


چه حس های مزخرفی
!!!




دست هایی که فریاد می زنند

هرگاه در کوچه خیابان های شهر  از کنار تصاویری اینگونه عبور می کنم


آن روز دیگر روز خوبی برایم نیست


دست های نیاز حالم را دگرگون می کنند


هر بار به خود نهیب می زنم


به تو چه؟ زندگیت را بکن


ذهنم می شود بازپرس جرائم


همه چیز و همه کس را مورد سوءظن قرار می دهد


مگر نه این است که همه ما از یک جنسیم


چرا یکی گوشه خیابان دست هایش فریاد می زند


و چشمانش التماس می کند؟!


امادیگری از همین جنس...


ذهنم خسته می شود


پاسخی نمی یابم


افکارم را پس می زنم


صدایی می گوید: سخت نگیر، این نیزبگذرد...


می گذرد؟؟؟!!!




دوست دارم آدم هایی را که...

آدم های ساده و بی غل و غش را دوست دارم؛ آدم هایی که اهل تشریفات خاصی نیستند. آدم هایی که منیت ندارند. آدم هایی که وقتی با آنها گپ می زنم همه حس های خوب دنیا را به من منتقل می کنند. آدم هایی که مرا به خاطر آنچه که هستم پذیرفته اند. آدم هایی که خود واقعی مرا دوست دارند.

آدم هایی که داشته های من خوشحالشان می کند و نداشته هایم غمگینشان...آدم هایی که تنهایی مرا با خلوص نیت پر می کنند و منت نمی گذارند. آدم هایی که به داشته های من در لوح ازلی حسادت نمی کنند. آدم هایی که ناخوشی های من آنها را شاد نمی کند...آدم هایی که زخم زبان نمی زنند. آدم هایی که فخر نمی فروشند. آدم هایی که با معرفتند. آدم هایی که شعور بالایی دارند. آدم هایی که یک رنگند...آدم هایی که بی جهت قضاوت نمی کنند.من این آدم ها را دوست دارم.بسیار زیاد...


۱ ۲ ۳
اندوه دلم را به شادمانی های مردم نمی دهم.
نمی خواهم سرشک فرو چکیده از کاسه چشمان در خون نشسته ام، خنده شود.
آرزومندم که زندگی هماره قرین اشکی و لبخندی باشد. اشکی که دلم را پاک بدارد و گره از اسرار پیچ در پیچ زندگی ام بگشاید. لبخندی که مرا تا به ساحل آرام حقیقت زندگی ام بازبرد.
اشکی که دل شکسته ام را با آن همراه سازم و لبخندی که مایه شادمانی من از هستی ام باشد.
موضوعات
Designed By Erfan Powered by Bayan